از کسایی که در عرصهی سیاست دعوای مصلحت و حقیقت راه میاندازن سر درنمیارم. حقیقت چه جایگاهی در صحنه و دنیای سیاست داره که همیشه یه عده، یه عده رو محکوم میکنن به مصلحتاندیشی؟ سیاست رو چه به حقیقت؟ مگر نه اینکه کل سیاست چیزی جز مصلحت و مصلحتاندیشی نیست؟ اصلاً اوج قدرت و هنر سیاستمدار چی میتونه باشه جر مصلحتاندیشی و تشخیص بههنگام مصالح؟ مصلحتها هم صدالبته ـ اگه مثلاً مصالح ملی رو هم در نظر بگیریم ـ همیشه واحد نیستن.
برچسب:
نویسنده: حمید زمانی
تاريخ: شنبه
1 مهر
1402 ساعت: 17:34